‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳, جمعه

چرا خجالت می کشیم؟

چرا خجالت می کشیم؟

خجالت کشیدن در مقابل دیگران، ویژگی ناراحت کننده ای است که تعداد زیادی از افراد دچار آن هستند و باید پذیرفت که وجود این ویژگی در حد افراط مانعی برای رسیدن به بسیاری از موفقیت های زندگی خواهد بود.

گاه چنین می شود که بهترین راه از بین بردن خجالت این است که فرد به طور مرتب به خود تلقین کند که دلیلی برای خجالت نیست و نباید خجالت بکشد. باید گفت این نوع تلقین، وضع شخص خجالتی را به مراتب بدتر می کند.

اگر فرد خجالتی قبل از روبه رو شدن با موقعیت جدیدی، به طور مثال شرکت در جمعی نا آشنا یا صحبت با افرادی که تا کنون با آنها آشنایی نداشته و ..... به خود تلقین کند" من خجالت نخواهم کشید، دست و پای خود را گم نمی کنم، رنگم سرخ نمی شود" مطمئن باشید که به محض روبه رو شدن با موقعیت دچار خجالت همیشگی خواهد شد.

یکی از علائم اعتماد به نفس خجالت نکشیدن است. در این حال تلقین به خود با جمله هایی نظیر من می توانم هر کاری را که اراده می کنم انجام دهم. من می توانم در جمع با آرامش صحبت کنم و ..... می توان موثر تر از جمله هایی چون من خجالت نخواهم کشید من سرخ نمی شود و ....می باشد.


▪ رابطه خجالت و اعتماد به نفس:
مهمترین علت خجالت کشیدن در مقابل دیگران یا موقعیت های تازه این است که فرد بیش از حد به محدودیت ها کمبود ها و نقطه ضعف ها فکر می کند. یک فرد خجالتی قبل از روبه رو شدن با کسی که او را نمی شناسد به طور مرتب با خود فکر می کند که اگر از من چیزی بپرسد که ندانم چه کنم؟ اگر از من کاری را بخواهد که بلد نباشم چه کنم؟ و.....

به این ترتیب می بینیم که تمام فکر شخص خجالتی روی عدم توانایی ها متمرکز می شود. به طور مسلم در افراد عدم توانایی و ضعف هایی وجود دارد باید توجه داشت که در وجود انسان نیرو توانمندی ها و استعدادها ی فراوان نهفته شده که باید آنها را کشف نمود، به آنها بها داد و برای تقویت آنها تلاش کرد.

برای موفقیت در رفع احساس خجالت باید قبل از هر چیز خود را قبول داشته و در واقع خود را درست در همان گونه که هستیم بپذیریم. برای این منظور لازم است نگاهی به طرفانه و دقیق به خود بیندازیم و ببینیم که دارای چه قابلیت هایی هستیم.

این همان چیزی است که روان شناسان مثبت فکر کردن نامیدند.بیشتر افراد خجالتی کسانی هستند که از وجود استعداد های در خود اطلاعی ندارند و یا این توانمندی ها را باور نکرده اند. بنابراین لازم است از هم اکنون الوین قدم را با شهامت بردارند، اولین قدم برای بهره گیری از توانایی های ذاتی.


▪ پس مثبت ببین و مثبت فکر کن

در این حال با کشف خود و توانمندیها فراوان چنان حالتی در شما ایجاد خواهد شد که احساس خجالت را به تدریج محدود و نابود می سازد. هر چه شناخت از توانمندی ها و استعداد ها بیشتر باشد، اعتماد به نفس بیشتر خواهد بود و جایی برای خجالت کشیدن باقی نمی ماند.

۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه

هفت ویژگی افراد شاد سه شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۸۶

هفت ویژگی افراد شاد سه شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۸۶


تبیان -آیا تا به حال دقت کرده اید مه بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن تواناهستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افراد ان را در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید.
**اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!!
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند. اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟
**اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستانه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
**اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان
چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
ا**شخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود
اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
**اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
شکست به این معنی نیست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از
بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
**اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند.
اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سود ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود در عین حال نافع اینده را نیز از دست خواهید داد . زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند.
**اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند.
انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها
امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند.
برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژ و منابع محدود خود را برای آن صرف کنید.

۱۳۸۶ بهمن ۳, چهارشنبه

واکنش های کودکان نسبت به مرگ

واکنش های کودکان نسبت به مرگ

کودکان می توانند از وقایع زندگی درس های مهمی بگیرند. کودک باید از پدر و مادرش بیاموزد که کدام پیشامدها و اتفاقات ناراحت کننده و کدام یک فاجعه هستند. هر یک از کودکان زمانی که با مسئله ی فوت یکی از اعضای خانواده و یا آشنایان روبه رو می شوند، ممکن است واکنش های متفاوتی از خود نشان دهند. از جمله رایج ترین این واکنش ها عبارتند از:

1- اختلالات رفتاری: اغلب کودکان خردسال هنگام از دست دادن یکی از افراد فامیل و یا دوستان ممکن است ناراحتی چندانی از خود بروز ندهند، تا حدی که تصور می کنید آن ها اساساً درکی از موضوع ندارند. در حالی که کودکان احساسات و عواطف خود را بیشتر با عکس العمل ها و رفتارهایشان – و نه با کلمات و گفتارشان – نشان می دهند. به عبارت ساده تر کودک ممکن است ناراحتی و غم خود را با بروز رفتارهای نابهنجاری مثل؛ ناخن جویدن، شب ادراری و... نشان دهد.

2- پرخاشگری و خشم: گروهی از کودکان ممکن است در قبال مسئله ی مرگ به همان اندازه که ناراحت و دلگیر می شوند، عصبانی و خشمناک نیز بشوند، زیرا فردی را از دست داده اند که نقش عمده ای در حفظ امنیت و آرامش او داشته است. به طور مثال، ممکن است ناراحتی خود را با انجام بازی های خشن و پرخاشگرانه نشان دهند و یا ممکن است بداخلاق و زودرنج شوند و درصدد اذیت و آزار کودکان دیگر برآیند.

3- اضطراب و نگرانی: کودکی که یکی از اعضای خانواده اش را از دست می دهد، ممکن است شدیداً مضطرب و پریشان شود، چرا که تصور می کند این احتمال وجود دارد که دیگران را هم از دست بدهد و تنها و بی پناه شود.

تحقیقات نشان می دهند کودکان خردسال بیشتر از آن که نگران مرگ خود باشند، نگران از دست دادن والدین و نزدیکان خود هستند.

برخی از کودکان 10-8 ساله خود را مسئول فوت دیگران می دانند و ممکن است نگرانی و اضطراب خود را با سرکشی و نافرمانی از خواسته های اطرافیان نشان دهند.

4- احساس گناه و شرم: گاهی کودک تصور می کند که فوت دیگری ناشی از افکار شوم و نارضایتی او از فرد متوفی بوده است و شدیداً دچار احساس گناه می شود، و یا ممکن است احساس کند که اگر روابط بهتر و صمیمانه تری با متوفی می داشت، اکنون او زنده بود و مرگ وی تقصیر او بوده است.

5- افسردگی و غمگینی: برخی از کودکان 13-11 ساله برای بیان احساسات و عواطف شان دچار مشکل می شوند و نمی توانند به راحتی درباره ی آن صحبت کنند و یا آن را بروز دهند، در نتیجه غمگین و افسرد می شوند و گوشه ای تنها می نشینند. در مواردی نیز دیده می شود که کودک روزها گریه می کند و در جستجوی فرد متوفی از اتاقی به اتاق دیگر می رود. کودکان غم زده ممکن است علیرغم میل بزرگترها، به عکس های متوفی نگاه کنند و خواستار شنیدن خاطرات و گفته های او شوند.

6- بی تفاوتی و سکوت: گروهی از کودکان خردسال هنگام از دست دادن اعضای خانواده و یا دوستان شان ،عکس العمل خاصی از خود بروز نمی دهند و طوری رفتار می کنند که گویی اتفاقی نیفتاده است. در حالی که این شیوه ی رفتار آنان، دفاعی در برابر ناراحتی آنهاست. در این گونه شرایط کودکان به علت ضعف و عدم تحمل این گونه رویدادها ممکن است سعی کنند تا مدتی افکار مربوط به واقعه را از هوشیاری خود برانند. گاهی نیز با سکوت و صحبت نکردن درباره ی فرد متوفی و یا نادیده گرفتن موضوع مرگ او، قصد دارند خود را از اضطراب و تشویش ناشی از رویداد مرگ مصون دارند.

7- اختلالات مربوط به خواب: اگر برای توصیف مرگ از کلمه ی «خواب ابدی»، «خواب طولانی» و یا واژگانی که به نوعی با خواب همراه هستند، استفاده شود، ممکن است موجب ترس کودک از خواب و خوابیدن شود. شدت این ترس و اضطراب گاهی به حدی است که کودک را دچار بی خوابی مزمن می کند و از این که والدین و نزدیکانش بخوابند و دوباره بیدار نشوند، شدیداً به هراس می افتد. از دیگر مشکلات مربوط به خواب که در بین کودکان سوگوار مشهود است، می توان از راه رفتن در خواب، کابوس های شبانه، از خواب پریدن و خواب های پریشان نیز نام برد.

8- مشکلات تحصیلی: یکی از اولین مشکلاتی که ممکن است کودکان سوگوار در خصوص آموزش و تحصیل دچار شوند، «کاهش توجه» و «عدم تمرکز» است. خاطرات مربوط به فرد متوفی ممکن است موجب پریشانی و فقدان انگیزش لازم برای انجام وظایف و کارهای درسی – کلاسی او گردد. وقایع دردناک و سوگ کودکان ممکن است جلوه هایی در آثار، نوشته ها و نقاشی های کودک نیز داشته باشد.

9- خیال پردازی و بدبینی نسبت به آینده: یکی از شیوه هایی که برخی از کودکان هنگام مواجه شدن با فوت نزدیکان شان به کار می برند ، خیال پردازی های گوناگون و در برخی از موارد «منفی گرایی» و بدبینی نسبت به آینده است. کودکان ممکن است به تصور این که فرد متوفی دوباره زنده خواهد شد و آن ها می توانند دوباره با او ارتباط برقرار کنند، به خیال پردازی بپردازند، حتی ممکن است واقعه را در ذهن خود به صورت دیگری تجسم کنند و شروع به داستان سرایی و خیال بافی کنند. جنبه ی منفی خیال پردازی نیز آن است که کودک تصور کند که او موجب فوت متوفی شده است و فرد مرده برای انتقام جویی باز خواهد گشت. در این حالت خیال باقی کودک منجر به ترس و وحشت کودک می شود. گاهی نیز کودک با بدبینی نسبت به آینده و تصور این که با فوت متوفی دنیا به پایان رسیده است و او هیچ انگیزه ای برای ادامه فعالیت های عادی و روزمره ی خود ندارد، با مسئله مرگ رو به رو می شود. در چنین شرایطی ممکن است کودک با گوشه نشینی و انزوا طلبی خود را از سایرین جدا کند.

۱۳۸۶ دی ۲۰, پنجشنبه

خانمها درک میکنند-حسادت پوچ و بی معناست

خانمها درک میکنند-حسادت پوچ و بی معناست

اگر تا کنون حس حسادت نسبت به چيزي داشتيد، یا به عبارتی اگر واقعاً يک چنين حسي کرده باشيد، آنوقت دقيقاً متوجه مي شويد که منظور من چيست. قلبتان آنقدر تند مي زند که گويي مي خواهد از سينه تان جدا شود. نفستان در سينه حبس ميشود و ترس تمام وجودتان را فرا مي گيرد. حسادت نه تنها مي تواند عزت نفس را در وجود شما بکشد، بلکه اجازه نمي دهد بدن شما به صورت نرمال واکنش نشان داده و عملکرد روزانه طبيعي خود را دنبال کند. حسادت مي تواند روابط را از هم بپاشاند و خانواده ها را نابود کند.

براي بيشتر خانم ها حسادت به صورت يک حس هميشگي در مي آيد و به مرور زمان تبديل به يک بيماري مزمن مي شود. زمانيکه اين حس به آنها حمله مي کند، هيچ گونه کنترل و قدرتي بر روي آن ندارند.

سايت اينترنتي اعتماد به نفس براي خانم ها (selfesteem4women. com) تحقيقات متعددي را بر روي 000/50 زن انجام داده که در اين ميان نيمي از آنها با قاطعيت تمام اظهار داشته اند که حس حسادت در آنها وجود دارد. به هر حال اگر يک خانم باشيد به احتمال 50-50 قادر هستيد که اين حس را در وجود خود نابود کنيد.

يکي از موارد جالب در مورد حسادت اين است که مقوله حسادت هر روزه در حال رايج تر شدن مي باشد، اما حتي اگر مانند بيماري به نظر برسد، بايد توجه داشت که يک بيماري به حساب نمي آيد. شما مانند بيماري نمي توانيد آنرا از کس ديگري بگيريد و از ديگران به شما سرايت نمي کند. اما چرا در حال حاضر حسادت شايع تر از گذشته است؟

خانم ها به خصوص در جوامع غربي اخيراً تغييرات و تحولات اجتماعي قابل توجهي را در حال تجربه کردن هستند. خانم ها در حال حاضر موقعيت هاي زيادي را براي پيشرفت و ترقي در برابر خود دارند که در طول تاريخ بي نظير بوده است. در يک کلام مي توان گفت که خانم ها به طور کلي انتخاب هاي بي سابقه اي را در زندگي پيش روي خود مي بينند.

حتي خانم هايي که از دنياي جنسي به دور هستند باز هم اين حق را دارند که شريکي رمانتيک مطابق با آنچه خودشان مي خواهند انتخاب کنند. آنها مي توانند انتخاب کنند که با چه کسي و براي چه مدت زماني ارتباط برقرار کنند. آنها مي توانند انتخاب کنند که مادر شوند و يا کار کنند، و حتي مي توانند هر دوي اين موارد را در کنار هم داشته باشند؛ اما چرا برخي از خانم ها توانایی بزرگداشت چنين موقعيت مناسبي که در پيش رويشان قرار گرفته است را ندارند؟ چرا به جاي اينکه احساس قدرت کنند باز هم برخي از آنها تصور مي کنند که ناامن هستند، در دام گرفتار مي شوند و ميترسند؟ دليلش اين است که وقتي قدرت انتخاب کردن به ميان مي آيد، ميزان انتخاب ها زياد مي شود و در اين حالت خانم ها قدرت انتخاب کردنشان را از دست مي دهند.

اين حقيقت ساده مي تواند به شما کمک کند تا در دور تسلسل حسادت گرفتار نشويد؛ اما شما بايد اين قدرت را در وجود خود افزايش دهيد. در عين حال بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که تنها با خواندن لغات و کلمات به نتيجه ي دلخواه نميرسيد.

در اين ميان شما نياز به شجاعت نيز داريد. خانم هايي که نمي توانند خودشان را با مبحث "از دست دادن" تطبيق دهند، معمولاً در رديف انسان هاي حسود قرار ميگيرند. حسادت زماني در وجود شما ايجاد مي شود که خودتان را در موقعيتي ببينيد که در حال از دست دادن چيزي هستيد که برايتان ارزشمند بوده است و يا چيزي را که مال شما بوده از شما بگيرند.

اما زماني که حس حسادت به شما دست مي دهد، چه اتفاقي مي افتد؟ احساسات شما سبب بروز چه نوع رفتاري در شما مي شوند؟ شما ديگر دوست داشتني نخواهيد بود، بيش از اندازه و به صورت غير منطقي متوقع مي شويد، توانايي اعتماد کردن به ديگران را از دست مي دهيد، و در حقيقت مي توان گفت که هر چيزي که ميخواهيد باشيد درست در نقطه ي عکس آن قرار مي گيريد و تبديل به شخصي ميشويد که اصلاً دلتان نمي خواهد باشيد. رفتارتان تاثير عکسي بر روي اطرافيان ميگذارد و زمانيکه کاري را انجام مي دهيد تا به نتيجه ي خاصي برسيد، دقيقاً به نقطه عکس آن نتيجه مي رسيد. حسادت سبب مي شود تمام چيزهايي را که قصد داريد از آنها محافظت کنيد، از دست بدهيد.

از سوي ديگر خانم هايي که مي توانند قبول کنند که هميشه احتمال از دست دادن وجود دارد، مي توانند خيلي راحت تر بر مشکلات خود غلبه کرده و از توانايي ها و داشته هاي خود به بهترين نحو استفاده کنند. به جاي اينکه ناراحت اين امر باشند که ممکن است زماني شغل، دوست و يا چيز ديگري را از دست دهند، تمام حواس خود را بر روي اين مطلب متمرکز مي کنند که از لحظه هايي که در آن شغل هستند و يا از زماني که با آن فرد بخصوص هستند، بيشترين لذت را ببرند. اين نوع نگرش، خانم هاي حسود را از خانم هاي غير حسود جدا مي کند. اين نگرش جالبي است و به راحتي مي تواند نظر ديگران را به شما جلب کند.

از اين گذشته زمانيکه ديگران چنين خصيصه ي اخلاقي جذابي را در وجود شما کشف کنند، ديگر به راحتي از شما جدا نخواهند شد.

گام بعدي براي خانم هاي حسود.....

بايد بپذيريد که شما هم انسان هستيد و قبول کنيد که نمي توانيد کل دنيا را مجاب کنيد که مطابق ميلتان عمل کند. با اين وجود بايد توجه داشته باشيد که:

  • حق انتخاب داريد

  • مي توانيد بر روي ديگران تاثير گذار واقع شويد (اما نه اينکه بخواهيد آنها را کنترل کنيد.)

  • اگر هشيارانه انتخاب کنيد و تاثير مثبت بگذاريد، احتمال ايجاد حس اعتماد به نفس، امنيت و ارزش به بالاترن ميزان خود افزايش پيدا مي کند.

شما به عنوان يک زن، توانايي هايتان خيلي بالاتر از آن چيزي است که فکرش را ميکنيد. هر لحظه اين حقيقت را در ذهن خود مرور کنيد و آنرا با خود تکرارا نماييد. اگر مي خواهيد اين مطلب همواره در ذهنتان باشد مي توايند بر روي يک تکه کاغذ بنوسيد "من از عهده ي همه کارها بر مي آيم" يا مي توانيد آنرا با رژ لب بر روي آينه اي که هر روز خودتان را در آن نگاه مي کنيد، بنويسيد!

مسئوليت کامل اين حس را به عهده بگيريد. هيچ کس مسبب آن نيست، جز خود شما؛ و اگر قرار است تنها يک نکته از اين مقاله در ذهنتان باقي بماند اين مطلب را به خاطر بسپاريد: اگر اجازه دهيد حسادت بر شما غلبه کند، هميشه چيزي را که در تلاش براي محافظت از آن هستيد، از دست خواهيد داد.

هيچ شکي وجود ندارد – حسادت امري پوچ و بي اساس است.

۱۳۸۶ آذر ۲۶, دوشنبه

بياييد کمی جذاب شويم

همه ما علاقه‌مندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل می‌شود. هنگامی که به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه می‌کنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیت‌ها در ذهن و رحمان می‌باشند
چنین ماندگاری در قلب‌ها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمی‌آید مگر آن که از رموز آن آگاه باشیم‌.

یکی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یک ویژگی کاملاً اکتسابی است و به راحتی می‌توانیم صاحب آن باشیم‌:


۱ ) ظاهری آراسته داشته باشید.
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.

۲ ) بیشتر سکوت کنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند و به خطا می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.

۳ ) نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.

۴) فرد محترمی باشید:
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند. محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.

۵) زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.

۶) قاطعیت یعنی جذابیت‌:
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند. آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید. معطل نشوید دست به کار شوید