۱۳۸۶ بهمن ۲۱, یکشنبه
ارتباط هوش فرزند با آمیزش جنسي
دستورات زيادي در مورد چگونگي آميزش جنسي از طرف دين و علم رسيده است كه عمل كردن به آنها از طرفي باعث مطلوب شدن زندگي زناشويي مي شود و از طرف ديگر باعث بوجود آمدن نوزادي سالم، قوي و باهوش مي گردد.
زمان آميزش، مكان آن، فكر و انديشه زوجين، خصوصيات روحي آنها، اعمال و رفتار آنها تأثير زيادي بر رشد جسمي و هوشي نوزاد دارد
بعضي از دستورات مربوط به آميزش در زير بيان مي شود.
1-آميزش جنسي در بعضي زمانها حرام است و در بعضي زمانها بهتر است انجام نشود. اين زمانها چنين است. دروان قاعدگي، روزهاي ماه مبارك رمضان، اول و آخر و وسط هر ماه، بعد از ظهر، شب عيد فطر، بين اذان و اقامه، شب نيمة شعبان، در ساعت اول شب، شبي كه قرار است فرداي آن روز به مسافرت برويد، روزي كه خورشيد گرفتگي شده يا شبي كه ماه گرفته است، شب يا روزي كه باد سرخ مي وزد يا زلزله شده است، طلوع فجر تا طلوع آفتاب، غروب خورشيد تا غروب شفق يعني زماني كه هوا به طور كلي تاريك مي شود، شب عيد قربان، دوران بارداري.
2-گفته شده است كه آميزش جنسي در اين زمانها بهتر است.انتهاي شب، شب جمعه، شب دوشنبه، شب سه شنبه، روز پنج شنبه به هنگام زوال آفتاب.
3-از آميزش در اين مكانها خود داري شود. زير درخت، پشت بام، در كشتي، جايي كه كودك وجود دارد، رو به قبله يا پشت به قبله
4-به حالت ايستاده، عريان و برهنه آميزش نكنند.
5-شوهر از ادخال در پشت زن جلوگيري كند.
6-با شكم پر همبستر نشوند.
7-زن و شوهر در بستر همديگر را معطل نگذارند و همبستري سريع و بدون مقدمه انجام نشود.
8-خود را معطر و خوشبو سازند.
9-در آميزش افراط نكنند.
10-اگر شوهر در خواب محتلم شد و يا يكبار آميزش كرده است، پيش از غسل كردن آميزش نكند
11- زن و مرد هر كدام براي پاك نمودن خود از ترشحات عمل جنسي دستمال جداگانه اي داشته باشند.
12- هنگام آميزش به ياد خداوند باشند و به مسائلي مانند شجاعت، علم، خلاقيت فكر كنند و از خيال كردن در مورد مردان و يا زنان ديگر يا افكار زشت خود داري نمايند.
كتابهايي در اين مورد مطالعه نمائيد مانند پيوند دو قلب، خستگي جنسي، بهشت خانواده و.....
منبع : برگرفته از کتاب اگر فرزند باهوش می خواهید-محسن احمدی
۱۳۸۶ دی ۲۲, شنبه
گريه هاي مادر (جالب)
يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟
مادرش به او گفت: زيرا من يک زن هستم.
پسر بچه گفت: من نميفهمم.
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد.
بعدها پسر از پدرش پرسيد: چرا مادر بيدليل گريه ميکند؟
پدرش تنها توانست بگويد: تمام زنها براي هيچ چيز گريه ميکنند.
پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل گشت ولي هنوزنميدانست که چرا زن ها بيدليل گريه ميكنند.
بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد.
او از خدا پرسيد: خدا يا چرا زنها به آساني گريه ميکنند؟
خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم که او موجود بخصوصي باشد بنابراين شانههاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار همهي دنيا را به دوش بکشد و همچنين شانههايش آنقدرنرم باشد که به همه آرامش بدهد. من به او يک نيروي دروني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچههايش را داشته باشد و وقتي آنها بزرگ شدند توانايي تحمل بياعتنايي آنها را نيز داشته باشد.
به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نا اميد شدهاند او تسليم نشود و همچنان پيش رود.
به او توانايي نگهداري از خانوادهاش را دادم، حتي زمانيکه مريض يا پير شده است بدون اينکه شکايتي بکند.
به او عشقي داده ام که در هر شرايطي بچههايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.
به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد.
به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نميرساند.
به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش بماند.
و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد.
اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد.
خدا گفت:مي بيني پسرم زيبايي يک زن در ظاهر او نيست بلکه زيبايي يک زن در چشمان او نهفته است زيرا چشمان او دريچهي روح است و در قلب او جايي که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.
شگفتیهای ادب حضرت اباالفضل(ع)
سالهای سال پای این سروها نشسته است. هر چهار را به خون جگر آب داده است، پرورده است، بزرگ کرده است برای امروز.
و امروز هر چهار را یکجا تقدیم میدان کرده است.
از میان این چهار، عباس سر آنهاست؛ گل آنهاست و ماه آسمان آنهاست.
و اما عباس تنها ماه آسمان خانه ام البنین نیست. ماه آسمان بنی هاشم است؛ بنی هاشمی که همه به زیبایی شهره اند و به رشادت مشهور.
ابروانشان پیوسته است، چشمانشان درشت، مشکی، سرشار از صلابت و جذبه و محبت، با سایه بانی بلند از مژگانی سیاه.
بدنها همه متناسب و تنومند، قدها همه رشید، دستها همه استوار و اجزای اندام همه موزون و بی عیب و نقص و در میان این همه، برتری یافتن، ممتاز شدن و چون ماه نو مشار الیه همگان قرار گرفتن، کاری سخت است و چیزی افزون می طلبد.
و عباس دارنده این افزونی است؛ آن قدر که به هنگام عبور او از کوچه و بازار مدینه، همگان واله و شیدا و خیره می مانند و بعضی بی اختیار "و ان یکاد" می خوانند.
"ماه بودن" بی همانند عباس، دوست و دشمن را هماره به تواضع واداشته است. دوست را از سر محبت و دشمن را از سر صلابت، خویش را از سر جمال و بیگانه را از سر جلال.
مادرش افتخار زنان بنی هاشم، ام البنین و پدرش برترین پدر عالم علی(ع) است
بنابراین عباس برادر حسین (ع) است و هر دو فرزند علی مرتضایند (ع) و طبیعی است که یکدیگر را برادر خطاب کنند و حسین (ع) همیشه او را برادر می خواند و حسن (ع) نیز و زینب و ام کلثوم هم - علیهما السلام.
اما عباس هیچ گاه حسین (ع) را برادر خطاب نمی کند و نه آن سه دیگر را برادر و خواهر.
در مقابل حسین (ع) بال می گسترد و هر بار او را به الفاظی چنین می خواند:
- سید من! آقای من! مولای من! امام من! فرزند رسول من!
و در مقابل زینب:
- بانوی من! سرور من! پیامبرزاده من!
و این یکی از ظرایف و شگفتی های "ادب" عباس است در مقابل حسین برادر، حسین رهبر و اهل بیت پیامبر علیهم السلام.
و همیشه در توجیه این ادب ظریف، پاسخی مودبانه تر و ظریف تر در آستین دارد:
حسین (ع) - جانم به فدایش - فرزند فاطمه (س) است، دختر پیامبر؛ و من فرزند فاطمه (س) نیستم. اگرچه مفتخرم به فرزندی علی (ع) اما مادر او برترین زن عالم امکان است، فاطمه (س) است. من چگونه او را برادر بخوانم؟!
یا باید او را تا خودم پایین بیاورم یا خود را تا او بلند بشمرم و برادر خطابش کنم، حاشا که این دو هر دو خلاف ادب است و جسارت به ساحت مقدس حسین (ع). راستی فرزندان حسین (ع) سکینه و رقیه هم او را عمو خطاب می کنند و او بال در می آورد از شنیدن این لفظ آن قدر که از فراز دشمنان تا فرات پرواز می کند... ولی او حسین (ع) را برادر خطاب نمی کند.
اما در تمام طول عاشورا و در همه ارض کربلا فقط یک جا هست، یک لحظه هست که ناگاه لفظ برادر بر زبان عباس جاری می شود:
- "اخی! ادرک اخاک"
برادر! برادرت را دریاب!
اینجا کجاست؟ این لحظه چه لحظه ای است؟!
این درست است که عباس در این لحظه در نهایت استیصال است. دشمن او را محاصره کرده و فهمیده است که او قصد جنگیدن ندارد؛ فقط می خواهد مشک آب را با امید به مقصد خیمه ها برساند و این به دشمن جسارت بخشیده است؛ آن قدر که هر دو دست او را بریده اند، عمودی آهنین بر فرقش فرود آورده اند، مشک امیدش را متلاشی کرده اند، سر و رو و چشم و اندام او را غرق تیر و نیزه ساخته اند و او را از اسب به زیر افکنده اند.
اینها همه درست ولی هیچ کدام سبب نمی شود که عباس از آن ادب معهود خود عدول کند و حسین (ع) را برادر بخواند.
تنها یک چیز می تواند در آن لحظه غریب، عباس را مجاز یا وادار به ادای لفظ برادر کرده باشد و آن اینکه:
فاطمه - سلام الله علیها - در آن لحظه غریب، در آن محاق مظلومیت با سر و موی آشفته حضور یافته باشد، سر عباس را پیش از آن که به زمین بیفتد بر دامن گرفته باشد و گفته باشد:
- فرزندم ! پسرم! عباسم!
مادری فاطمه، فرزندی عباس... جواز ادای لفظ برادر...
- برادر! برادرت را دریاب!
۱۳۸۶ دی ۲۰, پنجشنبه
خانمها درک میکنند-حسادت پوچ و بی معناست
اگر تا کنون حس حسادت نسبت به چيزي داشتيد، یا به عبارتی اگر واقعاً يک چنين حسي کرده باشيد، آنوقت دقيقاً متوجه مي شويد که منظور من چيست. قلبتان آنقدر تند مي زند که گويي مي خواهد از سينه تان جدا شود. نفستان در سينه حبس ميشود و ترس تمام وجودتان را فرا مي گيرد. حسادت نه تنها مي تواند عزت نفس را در وجود شما بکشد، بلکه اجازه نمي دهد بدن شما به صورت نرمال واکنش نشان داده و عملکرد روزانه طبيعي خود را دنبال کند. حسادت مي تواند روابط را از هم بپاشاند و خانواده ها را نابود کند.
براي بيشتر خانم ها حسادت به صورت يک حس هميشگي در مي آيد و به مرور زمان تبديل به يک بيماري مزمن مي شود. زمانيکه اين حس به آنها حمله مي کند، هيچ گونه کنترل و قدرتي بر روي آن ندارند.
سايت اينترنتي اعتماد به نفس براي خانم ها (selfesteem4women. com) تحقيقات متعددي را بر روي 000/50 زن انجام داده که در اين ميان نيمي از آنها با قاطعيت تمام اظهار داشته اند که حس حسادت در آنها وجود دارد. به هر حال اگر يک خانم باشيد به احتمال 50-50 قادر هستيد که اين حس را در وجود خود نابود کنيد.
يکي از موارد جالب در مورد حسادت اين است که مقوله حسادت هر روزه در حال رايج تر شدن مي باشد، اما حتي اگر مانند بيماري به نظر برسد، بايد توجه داشت که يک بيماري به حساب نمي آيد. شما مانند بيماري نمي توانيد آنرا از کس ديگري بگيريد و از ديگران به شما سرايت نمي کند. اما چرا در حال حاضر حسادت شايع تر از گذشته است؟
خانم ها به خصوص در جوامع غربي اخيراً تغييرات و تحولات اجتماعي قابل توجهي را در حال تجربه کردن هستند. خانم ها در حال حاضر موقعيت هاي زيادي را براي پيشرفت و ترقي در برابر خود دارند که در طول تاريخ بي نظير بوده است. در يک کلام مي توان گفت که خانم ها به طور کلي انتخاب هاي بي سابقه اي را در زندگي پيش روي خود مي بينند.
حتي خانم هايي که از دنياي جنسي به دور هستند باز هم اين حق را دارند که شريکي رمانتيک مطابق با آنچه خودشان مي خواهند انتخاب کنند. آنها مي توانند انتخاب کنند که با چه کسي و براي چه مدت زماني ارتباط برقرار کنند. آنها مي توانند انتخاب کنند که مادر شوند و يا کار کنند، و حتي مي توانند هر دوي اين موارد را در کنار هم داشته باشند؛ اما چرا برخي از خانم ها توانایی بزرگداشت چنين موقعيت مناسبي که در پيش رويشان قرار گرفته است را ندارند؟ چرا به جاي اينکه احساس قدرت کنند باز هم برخي از آنها تصور مي کنند که ناامن هستند، در دام گرفتار مي شوند و ميترسند؟ دليلش اين است که وقتي قدرت انتخاب کردن به ميان مي آيد، ميزان انتخاب ها زياد مي شود و در اين حالت خانم ها قدرت انتخاب کردنشان را از دست مي دهند.
اين حقيقت ساده مي تواند به شما کمک کند تا در دور تسلسل حسادت گرفتار نشويد؛ اما شما بايد اين قدرت را در وجود خود افزايش دهيد. در عين حال بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که تنها با خواندن لغات و کلمات به نتيجه ي دلخواه نميرسيد.
در اين ميان شما نياز به شجاعت نيز داريد. خانم هايي که نمي توانند خودشان را با مبحث "از دست دادن" تطبيق دهند، معمولاً در رديف انسان هاي حسود قرار ميگيرند. حسادت زماني در وجود شما ايجاد مي شود که خودتان را در موقعيتي ببينيد که در حال از دست دادن چيزي هستيد که برايتان ارزشمند بوده است و يا چيزي را که مال شما بوده از شما بگيرند.
اما زماني که حس حسادت به شما دست مي دهد، چه اتفاقي مي افتد؟ احساسات شما سبب بروز چه نوع رفتاري در شما مي شوند؟ شما ديگر دوست داشتني نخواهيد بود، بيش از اندازه و به صورت غير منطقي متوقع مي شويد، توانايي اعتماد کردن به ديگران را از دست مي دهيد، و در حقيقت مي توان گفت که هر چيزي که ميخواهيد باشيد درست در نقطه ي عکس آن قرار مي گيريد و تبديل به شخصي ميشويد که اصلاً دلتان نمي خواهد باشيد. رفتارتان تاثير عکسي بر روي اطرافيان ميگذارد و زمانيکه کاري را انجام مي دهيد تا به نتيجه ي خاصي برسيد، دقيقاً به نقطه عکس آن نتيجه مي رسيد. حسادت سبب مي شود تمام چيزهايي را که قصد داريد از آنها محافظت کنيد، از دست بدهيد.
از سوي ديگر خانم هايي که مي توانند قبول کنند که هميشه احتمال از دست دادن وجود دارد، مي توانند خيلي راحت تر بر مشکلات خود غلبه کرده و از توانايي ها و داشته هاي خود به بهترين نحو استفاده کنند. به جاي اينکه ناراحت اين امر باشند که ممکن است زماني شغل، دوست و يا چيز ديگري را از دست دهند، تمام حواس خود را بر روي اين مطلب متمرکز مي کنند که از لحظه هايي که در آن شغل هستند و يا از زماني که با آن فرد بخصوص هستند، بيشترين لذت را ببرند. اين نوع نگرش، خانم هاي حسود را از خانم هاي غير حسود جدا مي کند. اين نگرش جالبي است و به راحتي مي تواند نظر ديگران را به شما جلب کند.
از اين گذشته زمانيکه ديگران چنين خصيصه ي اخلاقي جذابي را در وجود شما کشف کنند، ديگر به راحتي از شما جدا نخواهند شد.
گام بعدي براي خانم هاي حسود.....
بايد بپذيريد که شما هم انسان هستيد و قبول کنيد که نمي توانيد کل دنيا را مجاب کنيد که مطابق ميلتان عمل کند. با اين وجود بايد توجه داشته باشيد که:
-
حق انتخاب داريد
-
مي توانيد بر روي ديگران تاثير گذار واقع شويد (اما نه اينکه بخواهيد آنها را کنترل کنيد.)
-
اگر هشيارانه انتخاب کنيد و تاثير مثبت بگذاريد، احتمال ايجاد حس اعتماد به نفس، امنيت و ارزش به بالاترن ميزان خود افزايش پيدا مي کند.
شما به عنوان يک زن، توانايي هايتان خيلي بالاتر از آن چيزي است که فکرش را ميکنيد. هر لحظه اين حقيقت را در ذهن خود مرور کنيد و آنرا با خود تکرارا نماييد. اگر مي خواهيد اين مطلب همواره در ذهنتان باشد مي توايند بر روي يک تکه کاغذ بنوسيد "من از عهده ي همه کارها بر مي آيم" يا مي توانيد آنرا با رژ لب بر روي آينه اي که هر روز خودتان را در آن نگاه مي کنيد، بنويسيد!
مسئوليت کامل اين حس را به عهده بگيريد. هيچ کس مسبب آن نيست، جز خود شما؛ و اگر قرار است تنها يک نکته از اين مقاله در ذهنتان باقي بماند اين مطلب را به خاطر بسپاريد: اگر اجازه دهيد حسادت بر شما غلبه کند، هميشه چيزي را که در تلاش براي محافظت از آن هستيد، از دست خواهيد داد.
هيچ شکي وجود ندارد – حسادت امري پوچ و بي اساس است.
۱۳۸۶ دی ۱۶, یکشنبه
چگونه دوستت دارم را بگوييم؟
هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما میتوان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذارتر باشد.
گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.
راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟
1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید
یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد.
اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.
همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.
بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.
متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید.
به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.
2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است
سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.
هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید.
با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.
می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد.
باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.
3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند
با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند "دوستت دارم" را به طرف مقابل اثبات کند.
مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.
با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.
به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید.
یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.
4- همه چیز او باشید
چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.
حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.
سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.
در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.
اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه "دوستت دارمی" به او اثبات میکند که دوستش می دارید.
زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.
خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.
۱۳۸۶ دی ۱۵, شنبه
صداقت"پايه و اساس زندگي خانوادگي است
آيا ميخواهيد طعم شيرين سيب عشق و خلوص را در زندگي خانوادگي خود بچشيد؟ پس مقاله زير را با دقت بخوانيد:
جملات در زندگي و روابط زناشويي نقش مهمي دارند تا حدي كه در عاقبت و نتيجه روند روابط زن و شوهر ميتواند تاثيرگذار باشد. پس سعي كنيد در جملات خود خلوص و صداقت و روراستي را بگنجانيد.
صداقت را با بيگذشت بودن و يا خردهگيري، اشتباه نگيريد. اگر بتوانيد معناي واقعي صداقت را احساس كنيد، زندگي آرامتري را سپري خواهيد كرد.
با احساسات خود نيز روراست باشيد و سعي كنيد مشكلات و مسائل زندگي را با همسر خود در ميان بگذاريد حتي اگر تصور ميكنيد كه باعث ناراحتي وي ميشود. البته بايد بدانيد كه اگر ارتباط معقولي داشته باشيد با مشكلي روبهرو نميشويد. پس بهترين روش، روراست بودن و احساس خود را با همسرتان در ميان گذاشتن است. اجازه ندهيد مصائب در زندگي روي هم انباشته شود و يا آن را به حال خود رها كنيد. پس با حقيقت جلو برويد.
قول و قرارتان با عملتان يكي باشد. اين مسئله در زندگي خانوادگي ميتواند سرنوشتساز باشد.
به احساس طرف مقابل احترام بگذاريد و با وعدههاي سرخرمن احساسات همسرتان را به بازيچه نگيريد. در صورتيكه به همسرتان قول و وعده دادهايد تا پاي جان هم كه شده به انجام آن اقدام كنيد و آن را به مرحله عمل برسانيد. اگر ناتوان در انجام آن هستيد هرگز خود را مكلف به وعدههاي پوچ نكنيد.
تنها راهي كه ميتوان با همسر خود رابطه صميمي داشت، گفتن حقيقت است. رابطه حقيقي، فرد عاشق را به حركت واميدارد و يك اتحاد و همبستگي ميان دلها به وجود ميآورد. براي اينكه صميميت بيشتري را در خانه خود حكمفرما كنيد، بايد خلوص و پاكي و حقيقت را در گوشهگوشه دل خود بنشانيد. بايد بدانيد كه نگفتن حقيقت به نوعي دروغگويي است كه صرف نگفتن و پنهانكاري ميشود. پس بهتر است حقايق را در زندگي زناشويي جاي دهيد. ترس از گفتن دروغ، روح انسان را آزار ميدهد و فرد دروغگو هميشه در ترس به سر ميبرد.
لذا اجازه ندهيد روحتان با ترس از دروغگويي عذاب بكشد.
همدلي و همدردي به معناي واقعي، به زندگي زناشويي چهره زيباتري ميدهد. گفتار صادقانه به اين معناست كه احساسات واقعي خود را به نحوي بيان كنيد كه همسرتان بتواند به راحتي شما را درك كند و در عين حال موجب رنجش و دلخوري وي نشود. اگر همسرتان دچار مشكلي شده به سوي او بشتابيد و صادقانه با او همدردي كنيد. درگفتهها و بيان احساس خود صريح و صميمي باشيد و از هر نوع ابهام اجتناب كنيد. همدل بودن به معناي واقعي ميتواند عشق ميان طرفين را چندبرابر كند. پس همدل و همراه همسر خود باشيد.
حتي در شنيدن و نگاه كردن هم بايد صادق بود. گاهي پيش آمده كه افكار مشغول و مغشوشي داريد و حوصله حرف زدن با همسرتان را نداريد. بهتر است به صراحت، احساس و موقعيت روحي و رواني خود را با همسرتان در ميان بگذاريد. بعضي افراد در حالي كه نگاهشان به طرف مقابل است، اما افكارشان جاي ديگري پرواز ميكند و تظاهر ميكنند كه ميشنوند اما حواسشان در مكان ديگري سير ميكند. هر چقدر هم نقش خود را خوب بازي كنيد و تظاهر به شنيدن و ديدن داشته باشيد، مطمئنا طرف مقابل متوجه بيتوجهي شما خواهد شد و همين مسئله سبب كدورت و دلگيرياش ميشود. در هر زمان اگر حوصله شنيدن حرفهاي همسرتان را نداريد، صراحتا با بيان توام با صميمت و مهرباني وي را از حالت و موقعيت خود آگاه سازد و به او قول دهيد در اسرع وقت بعد از اينكه مثلا خستگيتان برطرف شد حاضر به شنيدن حرفهايش هستيد.