


بسیاری از زنانی که سینه های کوچکی دارند آرزو می کنند که ای کاش سینه های بزرگتری داشتند. اما زنانی که دارای سینه های بزرگی هستند، می دانند که داشتن آن همیشه چیز خوبی نیست. مهم است که چگونه لباس بپوشیم تا این سینه های بزرگ را کوچک نشان بدهیم. در اینجا چند نکته کلیدی را برای شما ذکر می کنیم.
گام اول:
از بلوزها و بالاتنه های تیره رنگ مانند مشکی یا آبی تیره استفاده کنید. رنگهای روشن باعث جلب توجه به سینه های بزرگ شما می شود، در حالی که رنگهای تیره به استتار آنها کمک می کند. طرح و نقش و راه راه بر روی ناحیه سینه، باعث جلب توجه به این طرح ها می شود و به طور طبیعی توجه را به ناحیه سینه جلب می کند؛ بنابراین به این مدلها نیز نزدیک نشوید.
گام دوم:
به جای یقه گرد از یقه هفت و وی شکل استفاده کنید، زیرا باعث می شود که از نظر بصری سینه شما تقسیم شود و کوچکتر به نظر برسد.
گام سوم:
بلوزها و بالاتنه های گشاد بپوشید تا سینه های کوچکتری را نشان بدهید. بلوزها و تاپ های تنگ، در اطراف سینه کشیده می شود و موجب می شود تا افراد به این ناحیه نگاه کنند. این مسأله در مورد ژاکت و کت هم صدق می کند. پوشیدن کت یا ژاکت ورزشی که در یک طرف دگمه دارد بهترین نمونه است. کتهایی که در دو طرف دگمه دارند، سینه های شما را بزرگتر نشان خواهد داد.
گام چهارم:
از لوارم جانبی استفاده کنید که توجه را از سینه های شما دور می کند. با استفاده ازگوشواره های فریبنده و جذاب یا یک خلخال و پابند، افراد بیشتر به آنها نگاه می کنند تا سینه های بزرگ شما.
گام پنجم:
لباس زیر خوش ساخت، یکپارچه و بدون درز خریداری کنید. این مدل لباس زیر، بسیار عالی است و خط سینه شما را کوچک نشان می دهد. از پوشیدن کرستهای ورزشی و تنگ خودداری کنید، مگراینکه در حال ورزش هستید؛ از به زور پوشیدن لباس هاي زير تنگ برای کوچک نشان دادن سینه های خود خودداری کنید. زیرا برای سلامتی اندام شما مضر است و باعث ایجاد درد در ناحیه پشت و شانه های شما می شود.
گام ششم:
از بالاتنه ها و بلوزهای ساده و گشاد استفاده کنید. جیب باعث جلب توجه به سینه های شما می شود. پیراهن ها و بلوزهای پلیسه دار و چین دار، تنها باعث می شود که شکل سینه شما بزرگتر نشان داده شود.
گام هفتم:
با پوشیدن دامن های چندلایه و چین دار یا پلیسه دار، توجه را از سینه های خود دور کنید.
گام هشتم:
با پوشیدن شلوارهای پاچه گشاد در اندام خود تعادل برقرار کنید.
مراقب باشید:
- از پوشیدن هر پارچه کشی و استریچ که در اطراف ناحیه سینه کشیده می شود، خودداری کنید.
- درحالی که پوشیدن بلوزها و تی شرتهای گشاد خوب است، اما از پوشیدن لباسی که خیلی بزرگ است خودداری کنید، زیرا تنها باعث می شود که سینه های شما بزرگتر به نظر برسد.
- از پوشیدن بلوزها و لباس های یقه اسکی یا مدل های مشابهی که یقه های بلندی دارد، خودداری کنید.
- از پوشیدن لباس ها و پیراهن هایی که یقه باز ندارند خودداری کنید. هرگز بلوز و پلووری را انتخاب نکنید، مگر اینکه یقه بازی داشته باشد. ژاکت تنها باعث افزایش حجم بدن شما می شود، پس در انتخاب آن دقت و احتیاط کنید.
استفاده از موبایل در خوابگاه دانشجوئی ممنوع میشود
خوابگاه دانشجوئی دختران. ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه. دختر جوان دانشجوئی کارتش را به مامور دم در نشان میدهد و وارد راهرو ساختمان میشود. یک خواهر نتراشیده نخراشیده در راهرو پشت میزی نشسته. دختر دانشجو را صدا میزند:
خواهر: بیا اینجا ببینم.
دختر: (کمی جا خورده به سمت او میرود) بله؟ کاری داشتید؟
خواهر: این چه طرز صحبت کردنه؟ موبایلت رو بده ببینم.
دختر: (حیرت زده) موبایلم؟
خواهر: آره دیگه. موبایلت. همراهت.
دختر: من موبایل ندارم.
خواهر: که نداری؟ هان؟ پس چطوری سر قرار با دوست پسرت میروی؟
دختر: دوست پسرم؟ من دوست پسر ندارم که.
خواهر: دوست پسر نداری؟ هان؟ (داد میزند) بده ببینم اون موبایلت رو.
دختر: (به گریه میافتد) گفتم که موبایل ندارم. پولم کجا بود موبایل بخرم؟ پدرم در … کارمند بازنشسته آموزش و پرورش است. بهزور حقوقش کفاف زندگی خودش و مادرم و دوتا برادرم را میدهد.
خواهر: موبایلت رو بده. همون موبایلی که دوست پسرت برایت خریده.
دختر: (جیغ میزند) گفتم که من دوست پسر ندارم.
خواهر: (با تحکم) صدایت را بیاور پائین بببنم. الان همه چیز معلوم میشه. خواهرا! (از داخل توالت طبقه همکف، از درون اتاقک نگهبانی، از توی یکی از انبارهای طبقه اول سه خواهر دیگر در مایههای همان خواهر اول به چشم برهم زدنی ظاهر میشوند و دور دختر را میگیرند. دختر از ترس و ناباوری خشکش زده. خواهر اول کیف او را از دستش میگیرد و محتویاتش را روی میز میریزد. چیز خاصی نیست. یک جفت دستکش، یک جفت جوراب پشمی، کلیدهای خوابگاه، کارت دانشجوئی، چندتا آدامس و یک بسته دستمال کاغذی، دوهزارتومان پول و کمی پول خرد. یک کتاب نو هم در کیف است. خواهر اول با غیظ به یکی از خواهران دیگر اشاره میکند و او دختر را تفتیش بدنی میکند)
دختر: گفتم که من موبایل ندارم.
خواهر: پس چطوری با دوست پسرت قرار میگذاری؟ لابد باهاش چرت میکنی هرشب؟ هان؟ با مارک و سافت؟ هان؟
دختر: (سعی میکند خندهاش را بخورد) من دوست پسر ندارم. خوابگاه هم که کامپیوتر ندارد.
یکی از خواهرها: لابد میرود سر کوچه از این تلفن عمومی به دوست پسرش زنگ میزند. حدود صد تومان پول خرد توی کیفش است.
خواهر: تو که میگوئی دوست پسر نداری پس این موقع شب بیرون چکار میکنی توی این سوز سرما؟
دختر: اولا که تازه ساعت پنج عصره. دوما رفته بودم کتاب بخرم.
خواهر: توی این سرما؟
دختر: از اول ترم تا حالا پول نداشتم که بخرم، وقت هم نمیکردم. امروز که کلاسها بخاطر برف تعطیل بود رفتم.
خواهر: چرا صبح نرفتی؟ دوست پسرت ماشین باباش عصر دستش بود؟
دختر: (بی حوصله) صبح برف میآمد. گرفتم خوابیدم. ساعت یک بعد از ظهر که برف وا گذاشت رفتم.
خواهر: چرا حالا اومدی؟ چهارساعت رفته بودی یک کتاب بخری؟
دختر: حدود بیستتا کتابفروشی را گشتم تا این را پیدا کردم. بعدش هم توی ترافیک موندم.
خواهر: ماشین دوست پسرت توی ترافیک موند؟
دختر: نخیر. اتوبوسمان توی ترافیک موند. گفتم که من دوست پسر ندارم. اهلش هم نیستم.
خواهر: حالا کتابت چی هست؟
دختر: خواص و نحوه بررسی مقاومت آلیاژهای گروه دوم جدول تناوبی نوشته پروفسور دیوید روکهام ترجمه دکتر سید محمدحسن علیدوست از انتشارات دانشگاه امام حسین
خواهر: (نگاهی به کتاب میکند. معلوم است که از هیچچیز آن سر در نمیآورد) رشتهات چیه؟
دختر: فیزیک نظری.
خواهر: دوستپسرت هم همرشته تو است؟
دختر: گفتم که من دوست پسر ندارم.
خواهر: اسم نویسنده این کتاب گفتی چیه؟
دختر: (کمی بیحوصله) روی جلدش نوشته. پروفسور دیوید..
خواهر: (به وسط حرف دختر میپرد. بُراق میشود) دیوید؟ یهودیه؟ صهیونیسته؟
دختر: من چه میدانم. استاد دانشگاهه توی استرالیا.
خواهر: همانجا که بغل انگلستانه؟ (اشاره میکند به خواهرها. دوتا از خواهرها بازوهای دختر را میگیرند) این کتاب باید بازبینی بشود. مطالبش صهیونیستیه. (خواهرها دختر را که داد و بیداد میکند با خودشان بیرون میبرند. خودش میماند و یکی از خواهرها)
همان یکی از خواهرها: ملیحه خانم میگویم خوب دخترک را ترساندیشها. آفرین.
خواهر: (پشت چشم نازک میکند) ما در خدمت اخلاق جامعههستیم دیگر. موبایل نداشت کتاب صهیونیستی که داشت.
همان یکی از خواهرها: راستی ملیحهجان، امشب که هستی پای درس حاجی؟
خواهر: من نباشم کی باشد؟
همان یکی از خواهرها: من فکر نمیکنم که باقی بیایند. هوا خیلی سرد است. ممکن است فقط همین من و شما و بدری باشیم.
خواهر: چه بهتر. کلاس حاجی خصوصی میشود (چشمکی حواله همان یکی از خواهرها میکند و با دست به پهلوی او میزند. هر دو زیر زیرکی میخندند) (ااز دم کیوسک نگهبانی دختر دیگری به سمت داخل میآید) بپر برو توی مستراح قایم شو ببینم. این یکی دیگر موبایل دوربیندار دارد. (خطاب به دختر) آهای بیا اینجا ببینم، موبایلت باید بازرسی بشه. دوست پسرت کجاست؟ ماشینش چیه؟ پژو ۲۰۶؟
دختر : (هاج و واج کیسه نان و تخممرغ و تنماهی را زمین میگذارد) چی گفتید؟
خواهر: موبایلت رو بده ببینم. دوست پسرت برایت خریده؟
دختر: من نه موبایل دارم و نه دوست پسر.
خواهر:…
…
اجراي كنسرت گروه موسيقي "مهربانو" در کویت
گروه موسيقي "مهربانو" متشكل از پنج نوازنده وخواننده كه همگي زن مي باشند ، روز يكشنبه مورخ 11/9/86 بنا به دعوت خانم شيخه حصه الصباح مدير مركز دارالآثار الاسلاميه كويت و با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران جهت شركت در چهاردهمين دوره جشنواره فرهنگي القرين وارد اين كشور شدند .
اين گروه در دوشنبه شب در مركز دار الآثار الاسلاميه با حضور جمع كثيري ازایرانیان ,كويتي ها و دیپلماتهای و شخصیت های خارجی مقیم کویت و دوستداران فرهنگ و هنر های سنتی وموسیقی ایران اجرا نمودند كه بسيار مورد توجه و استقبال مخاطبان واقع گرديد.
همچنين اين گروه در دو شب متوالي دیگر در رايزني فرهنگي با حضور بانوان وزنان و شخصیت های و فعالان سیاسی برجسته كويتي و همسران سفراي خارجي و اعضای باشگاه دیپلماتیک کویت با حضور سركارخانم جنتي همسر سفير محترم جمهوري اسلامي ايران و سركار خانم رضوي همسر رايزن فرهنگي كشورمان و مراسم دیگری با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در کویت و کارکنان سفارت جمهوري اسلامي ايران و ديگر ارگانهاي ايراني مقيم اين كشور در محل رایزنی فرهنگی كنسرت موسيقي سنتي ايراني برگزار شد و بسيار مورد توجه حاضرین قرار گرفت. ضمنا انعکاس این مراسمها در مطبوعات کشور کویت همراه با تصویر منتشر شده است .