‏نمایش پست‌ها با برچسب هنرپيشه ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هنرپيشه ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ فروردین ۹, جمعه

۱۳۸۶ دی ۲۲, شنبه

درباره ي پژمان بازغی


پژمان بازغی

متولد 19/5/1353 در یک خانواده 5 نفره در تهران به دنیا آمده است. اصل و ریشه خانوادگی اش به شمال ایران و به شهر لاهیجان بر می گردد.

در دوران کودکی به واسطه شغل پدرش در شهرهای مختلف زندگی کرده و تجربیات زیادی را بدست آورده است. پس از تولد 4 سال در تهران و در منازل سازمانی نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران زندگی کرده و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به شهر رشت می رود.
با شروع جنگ و اعزام پدرش برای محافظت مرزهای آب ایران و خلیج همیشگی فارس به بوشهر رفته و با پایان جنگ به تهران باز می گردد. پس از قبولی در دانشگاه آزاد در لاهیجان برای تحصیل رشته مهندسی معدن به آنجا بر می گردد و از همانجا با سینما آشنا می شود.

در سال 1373 با ورود به سینمای جوانان مرکز گیلان در اولین فیلمش با نام اعتراف ساخته مجید زیم خواه باز می کند. پس از آن به استخدام آژانس دوستی در می آید و به مدت 2 سال همراه بازیگران خوب این مجموعه علی تاخصوص مرحوم حسین پناهی به ایفای نقش می پردازد.

بعد از آژانس به سراغ جوانی مجید قاریزاده می رود و با مسعود جعفر جوزانی به بلوغ می رسد پس از آن به گروه ویژه مهرداد خوشبخت می پیوندد و گمگشته اش را با رامبد جوان پیدا می کند. وی همراه سیروس مقدم با دریایی ها سفر می کند و در سال 80 برای نجات دختری در قفس با قدرت الله صلح میرزایی همراه می شود پس از آن به دوئل با استاد بزرگوارش احمدرضا درویش می پردازد و با تارا و تب توت فرنگی سعید سهیلی و سربازهای جمعه کیمیایی کارش را به پایان می رساند.

پس از سایه آفتاب، نفس تازه می کند و در حال حاضر نیز با سامان مقدم برای سال آینده نفستو حبس کن را آماده می کند. برادر کوچکترش هم علاقه زیادی به این پرده نقره ای دارد و در 2 فیلم پسران مهتاب و شب برهنه سعید سهیلی بازی کرده است.
دوئل که اکران شد نظر بسیاری نسبت به پژمان و بازی او عوض شد، بسیاری اذعان داشتند که او جوان با استعدادی است که تا کنون توانایی هایش را نادیده گرفته اند. اما در واقع بازغی پیش از دوئل این فرصت را نیافته بود که خودش را بشناسد و حضور سینمایی و تلویزیونی اش نتوانسته بود مورد توجه واقع شود و به نوعی می توان گفت که دوره های بازیگری او به پیش از دوئل تبدیل شده است.

مشهورترين چهره هاي ايران سوار چه ماشيني مي شوند؟!

مشهورترين چهره هاي ايران سوار چه ماشيني مي شوند؟!


براساس مطالعات يكي از خبرنگاران بيكار «هنوز» جمعي از چهره هاي مشهور كشورمان سوار اين ماشين ها مي شوند.


1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد
3- تهمينه ميلاني --– پرادو
4- مسعود ده نمكي --– پژو 206
5- پرويز پرستويي –-- پرشيا
6- بهرام رادان --– لندكروزر
7- پوريا پورسرخ --– پاترول
8- علي لهراسبي --– پرادو
9- كامبيز ديرباز –-- كوراندو
10- محمد اصفهاني --– تويوتا كمري و سوناتا و پژو 405
11- سيد جواد هاشمي --– آزرا
12- فيروز كريمي –-- آزرا
13- امين حيايي –-- رنج رور
14- نفيسه روشن –-- رنو PK
15- حسين رضازاده –-- ماكسيما
16-رضا رشيدپور --– تويوتا كمري
17- محمدرضا فروتن --– پژو 206
18- نيكي كريمي –-- پاترول
19- شهاب حسيني --– ريو
20- محمود شهرياري --– ماكيسما و ماتيز


21- طناز طباطبايي --– اپل كورسا
22- امين تارخ --– پرادو
23- مهدي سلوكي –-- پرشيا
24- حميد گودرزي --– سانتافه
25- حسن پورشيرازي –-- مگان
26- حامد كميلي –-- پاترول
27- حميدرضا پگاه –-- پژو 206
28- حسين رفيعي –-- رونيز
29- رضا صادقي --- پژو 206
30- سعيد راد --- كوراندو
31- زيبا بروفه --- پژو 206
32- حسن جوهرچي --- پژو 206
34- علي نصيريان --– ورنا
35- پانته آ بهرام --- پرايد
36- مريلا زارعي --- سمند
37- رضا كيانيان --- پاترول
38- كاوه سماك باشي --- پرشيا
39- امير نوري --- پرشيا
40- ابوالفضل پورعرب --- پرشيا


41- امير تاجيك --- زانتيا
42- جواد رضويان --- سوزوكي و پژو 206
43- رامتين خداپناهي --- پژو 206
44- امير جعفري --- پرادو
45- مجتبي كبيري --- پرشيا
46- عليرضا دبير --- پژو 206
47- علي دايي --- بنز و پرادو
48- نيوشا ضيغمي --- پژو 206
49- باران كوثري --- سمند
50- احسان خواجه اميري --- مزدا 323
51- شاهين آرين --– سوناتا
52- اشكان خطيبي --- پژو 206
53- حميد لولايي --- دوو سي يلو
54- مهران مديري --- پرادو
55- حميد عسگري --- GEN2
56- بروز ارجمند --- مزدا 323
57- مسعود روشن پژوه --- پرادو
58- حسام الدين سراج --- پژو 206
59- بهروز افخمي --– پژو 405
60- احمدرضادرويش --- پژو 405


61- محمد سلوكي --- پژو 405
62- احسان عليخاني --- پژو 405
63- مسعود كيميايي --- پاترول
64- مجيد اخشابي --- پرشيا
65- قاسم اقشار --- ماكسيما
66- جمشيد مشايخي --- پژو 405
67- رضا عطاران --- پژو 206
68- مجيد صالحي –-- پرشيا
69- محمد نصرتي --– ماكسيما
70- ايرج نوذري –-- پژو 206
71- مريم كاوياني --- پژو 206
72- عليرضا نيكبخت واحدي ---BMW
73- نگار فروزنده --- دوو سي يلو
74- شيث رضايي --- بنز
75- سپند اميرسليماني --- پژو 206
76- عاطفه نوري --- ماتيز
77- مهسا كرامتي --- پرايد
78- مهدي مقدم--- دوو سي يلو
79- عبدالرضا اكبري --- پژو 206
80- عليرضا خمسه --- مزدا 323


81- عادل فردوسي پور --- زانتيا
82- گلشيفته فراهاني --- پرادو
83- بهزاد فراهاني --- پژو 405
84- جهانگير كوثري --- پرشيا
85- رخشان بني اعتماد --- ماتيز
86- مهتاب كرامتي --- پژو 206
87- اكبر عبدي --- گل
88- سيروس مقدم --- پژو 206
89- حسين ياري --- تويوتا كمري
90- خسرو شكيبايي --- پژو 206
91- آرام جعفري --- پژو 206
92- يكتا ناصر --- پژو 206
93- حسام نواب صفوي --- مگان
94- مهدي اميني خواه --- پژو 206
95- فرزانه كابلي --- پژو 206
96- ليلا اوتادي --- دوو سي يلو
97- حميد ماهي صفت --- اپل كورسا
98- فرزاد حسني --- ماشين ندارد
99- افشين قطبي --- سوزوكي
100- ناصر حجازي --- سوزوكي
101- علي پروين --- ماكسيما
102- امير قلعه نوعي --- بنز و پژو 405

۱۳۸۶ دی ۲۱, جمعه

در مورد لعیا زنگنه


نام: لعیا زنگنه
سمت (در بخش هاي): بازیگران
تاريخ تولد: 1344
محل تولد: تهران
مدرك تحصيلي: لیسانس تئاتر


فارغ التحصیل تاتر از دانشگاه هنر و یک دوره کلاس نقاشی را گذرانده است.
شروع فعالیت در تاتر در سال 1370.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "راز مینا" (عباس رافعی) در سال 1375.

در دوران دانشجویی در چند نمایش از جمله "پارانویا"، "یادگار"، "خال خالی" (عروسکی) و نیز در فیلم کوتاه دانشجویی "در کنج تنهایی" بازی کرد.
نخستین کار حرفه ای اش در تئاتر، بازی در نمایش "یادگار سال های شن" (علی رفیعی، 1371) بود.
بازی زیبای او در مجموعه تلویزیونی "در پناه تو" (حمید لبخنده، 1373) هنوز در یادها مانده است.
بازی کوتاه او در فیلم "مزاحم" (سیروس الوند) شاید بهترین نقش آفرینی او در سینما تا به امروز باشد.


بخشي از فيلم شناسي:
1385 رئیس ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]

1381 تب ( رضا کریمی ) [بازیگر]

1380 مزاحم ( سیروس الوند ) [بازیگر]

1380 هفت ترانه (بهمن زرين پور) [بازیگر]

1380 باران عشق (مجموعه، احمد اميني، يك قسمت) [بازیگر]

1379 رنگ شب ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

1379 شیفته ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

1378 تکیه بر باد ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]

1378 تولدي ديگر (مجموعه تلويزيوني - داريوش فرهنگ) [بازیگر]

1376 در قلب من (مجموعه تلويزيوني - حميد لبخنده) [بازیگر]

1375 راز مینا ( عباس رافعی ) [بازیگر]

1373 در پناه تو (مجموعه تلويزيوني - حميد لبخنده ) [بازیگر]

۱۳۸۶ دی ۱۹, چهارشنبه

فهرست ۷۰ زوج هنری ایران

فهرست ۷۰ زوج هنری ایران

▪ لیست تقریباً کاملی از زوج‌های هنری ایرانی


ـ پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر)
ـ رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان) ---- جهانگیر کوثری (تهیه‌کننده، مجری)
ـ کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس)
ـ تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد نیک‌بین (تهیه‌کننده)
ـ لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی‌ (بازیگر، تهیه‌کننده)

ـ مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر)
ـ حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا (بازیگر)
ـ بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیم‌نیا (نویسنده)
ـ افسر اسدی (بازیگر) ---- اصغر همت (بازیگر)
ـ محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور (بازیگر)

ـ امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش (نویسنده)
ـ مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرین‌پور (کارگردان)
ـ جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت (کارگردان)
ـ حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی صحنه)
ـ لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی (کارگردان)

ـ الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی (بازیگر)
ـ شاهرخ فروتنیان‌‌ (بازیگر) ---- افسانه چهره‌آزاد (بازیگر)
ـ آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر)
ـ کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)
ـ مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر)

ـ داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدی‌فر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)
ـ نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان)
ـ علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)
ـ محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش صبرکن (بازیگر)
ـ محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر)

ـ هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) ---- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو)
ـ محسن قاضی‌مرادی (بازیگر) ---- مهوش وقاری (بازیگر)
ـ داود رشیدی (بازیگر) ---- احترام برومند (مجری، بازیگر)
ـ بهروز افخمی (کارگردان) ---- مرجان شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده)
ـ بهاره رهنما (بازیگر) ---- پیمان قاسم‌خانی (فیلمنامه‌نویس)

ـشهرام شکیبا (مجری، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجری)
ـ مهرداد شکرآبی (بازیگر) ---- عاطفه رضوی (بازیگر)
ـ احمد حامد (تهیه‌کننده) ---- فاطمه معتمدآریا (بازیگر)
ـ ابوالفضل جلیلی (بازیگر) ---- مریم اشرفی (عکاس)
ـ کتایون ریاحی (بازیگر) ---- فرشید رحیمیان (مدیرتولید)

ـ محمدرضا فروتن (بازیگر)---- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه)
ـ سارا خوئینی‌ها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر)
ـ محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان)
ـ شقایق دهقان (بازیگر) ---- محراب قاسم‌خانی (طراح صحنه، نویسنده)
ـ فریال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادی (فیلمبردار)

ـ علی دهکردی (بازیگر) –-- آفرین چیت ساز (طراح لباس)
ـ محمد اصفهانی (خواننده) ---- لیدا جوادی (بازیگر)
ـ رویا تیموریان (بازیگر) ---- مسعود رایگان (بازیگر)
ـ اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پریسا بخت‌آور (کارگردان)
ـ زیبا بروفه (بازیگر) ---- پیام صابری (گریمور)

ـ لیلا حاتمی (بازیگر) ---- علی مصفا (بازیگر)
ـ گلاب آدینه (بازیگر) ---- مهدی هاشمی (بازیگر)
ـ داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر)
ـ سیما تیرانداز (بازیگر) ---- ناصرهاشمی(بازیگر)
ـ لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر)

ـ امین حیایی (بازیگر) ---- نیلوفر خوش خلق (بازیگر)
ـ ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر)
ـ حسین عرفانی (دوبلر) --- شهلا ناظریان‌ (دوبلر)
ـ کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر)
ـ گوهر خیراندیش (بازیگر) ----- مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر)

ـ سحر ولدبیگی (بازیگر) ---- نیما فلاح (بازیگر)
ـ فریبرز عرب‌نیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر)
ـ افسانه بایگان (بازیگر) ---- مرتضی شایسته (تهیه‌کننده)
ـ فرزانه کابلی (بازیگر) ---- هادی مرزبان (کارگردان)
ـ امیر جعفری (بازیگر) ---- ریما رامین‌فر (فیلمنامه نویس)

ـ خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر)
ـ رضا رشیدپور (مجری) ---- نغمه مهرپاک (مجری)
ـ مهتاب کرامتی (بازیگر‌) – سابق – بابک ریاحی‌پور (گیتاریست)
ـ حمیرا ریاضی (بازیگر) ---- علی اوسیوند (بازیگر)
ـ گلشیفته فراهانی‌ (بازیگر) ---- امین مهدوی (عکاس)

ـ هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن به‌منش (دستیار فیلمبردار)
ـ یغما گلروئی (ترانه‌سرا) ---- آزاده خواجه نصیر (نقاش)
ـ کاوه یغمایی (خواننده) ---- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست)
ـ مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده)
ـ جمشید مشایخی (بازیگر) ---- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی)

ـ امید زندگانی‌ (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر)
ـ بهرام بیضایی (کارگردان) ---- مژده شمسایی (بازیگر)
ـ علیرضا کنگرلو (مجری) ---- راحله امینیان (مجری)
ـ علیرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)
ـ بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگر)

گزارشی از جشن صدمین شماره ماهنامه سینما تئاتر

گزارشی از جشن صدمین شماره ماهنامه سینما تئاتر

دومين جشن بازيگران سينماي ايران در شب برفي 15 دي در مجتمع اريكه ايرانيان برگزار شد و در آن از عده‌اي از بازيگران قدرداني به عمل آمد.


در بخش تقديرهاي ويژه اين جشن، مجيد مجيدي، گلاب آدينه و رضا ميركريمي از امين تارخ، داريوش ارجمند، مهدي هاشمي و گلچهره سجاديه تقدير كردند.






آخرين بخش دومين جشن بازيگران سينماي ايران تقدير از هما روستا و سعيد پور صميمي بود كه ناصر تقوايي از آنها تقدير كرد.
تقوايي با ابراز خوشحالي از حضور در ميان همكارانش گفت: اينكه بازيگراني خوب يا بد زندگي مي‌كنند، اين‌ موارد را شايسته اين مجالس نمي‌دانم و بازيگري حرفه‌اي است كه اين‌ آدم‌ها براي آينده‌شان انتخاب كرده‌اند.
وي ادامه داد: چگونه است كه عده‌اي از زبان بازيگران ما حرف‌هايي مي‌زنند و آن‌ها را مستحق كمك مي‌دانند. اين كمك پول‌دادن نيست بلكه تقاضاي آن‌ها اين است كه اسباب كارشان فراهم باشد و در اين صورت مثل همه‌جاي دنيا زندگي خوبي خواهند داشت.
اين كارگردان با اشاره به داريوش ارجمند و سعيد پورصميمي و با بيان اين‌كه اين افراد آن‌قدر به سراغ سينما نيامدند تا اين‌كه روزي برگزيده شدند.



در سومين بخش اهداء جوايز از حميده خيرآبادي و مهري وداديان به‌عنوان "هميشه مادران سينماي ايران" تقدير شد.



حميده‌خيرآبادي گفت: خدا را شكر مي‌كنم كه باز هم شما را مي‌بينم.


تهمينه ميلاني كه براي اهداء جوايز اين بخش به روي سن حاضر شده بود حضور در كنار اين هنرمندان پيشكسوت را افتخار بزرگي دانست و گفت: الآن اگر به جواني كمك مي‌كنم، مديون تجربياتي است كه از همكاري با اين عزيزان به دست آورده‌ام.


محمود دولت‌آبادي براي تقدير از جمشيد هاشم‌پور و فرامرز قريبيان به روي صحنه دعوت شد و گفت: من بازيگران را دوست مي‌دارم. زيرا شادي را دوست دارم و شادي را دوست دارم زيرا اندوه را مي‌شناسم.


پرويز پرستويي به روي صحنه آمد تا كارت ويژه‌ي عضويت انجمن بازيگران را به ايلوش خوشابه، ابراهيم‌ آبادي، اصغر بيچاره و مرتضي احمدي اهداء كند.



هما روستا هم اظهار داشت: هميشه آرزو داشتم در فيلمي از ناصر تقوايي بازي كنم، اما ايشان هيچ‌وقت به من نقش نداد. اما حالا به من جايزه داد كه باز براي من ارزشمند است

و اما در حاشیه مراسم :


* اين جشن با بيش از يك ساعت تأخير آغاز شد و اجراي آن را صدرالدين شجره برعهده داشت.
* در سالن برنامه افرادي با لباس يكدست مشكي ديده مي‌شدند كه وظيفه حفظ نظم مراسم را برعهده داشتند كه حضورشان مقابل سن و ترددشان خود باعث بي‌نظمي مي‌شد.
* مرتضي احمدي در اعتراض به مسأله‌اي كه عنوان نشد. براي دريافت جايزه‌اش به روي صحنه نرفت اما با اصرار جمشيد مشايخي به روي سن رفت. اما لوحش را روي سن باقي گذاشت و اما از سوي مجري اعلام شد كه ايشان جايزه را پذيرفتند اما گفته‌اند با خود نمي‌برم.
در بخشي از مراسم شجره با قرائت متني از اكبر رادي ياد اين هنرمند فقيد را زنده نگاه داشت.
* افرادي كه براي اهداء جوايز به روي سن مي‌آمدند، پس از پخش كليپ تصاوير تقديرشوندگان متوجه مي‌شدند كه بايد از چه كسي تقدير كنند.
*داود رشيدي در دو بخش از حاميان مالي اين جشن تشكر كرد و لوح تقديري را به اسپانسر جشن دوره گذشته اهداء كرد كه مرضيه برومند به نمايندگي آن را دريافت كرد.
*حميد حامي در دو بخش به اجراي موسيقي پرداخت.
* مهري وداديان بعد از حضورش روي صحنه نمايش تك نفره‌اي را اجرا كرد.
*جمشيد گرگين دبير اولين جشن بازيگران سينماي ايران از غايبان اين جشن بود.
* در بخش دوم اجراي موسيقي جمعي از حاضران مشغول ترك مراسم بودند كه مجري با بيان اين‌كه هنوز بخش ويژه‌اي باقي مانده است درخواست كرد تا جمعيت در سالن حضور داشته باشند و از ناصر تقوايي دعوت كرد به روي سن حاضر شود.
*عليرضا دبير عضور شوراي شهر تهران و مجيد رجبي معمار مدير شبكه تهران تنها مقامات حاضر در مراسم بودند.
*علي دهكردي وظيفه برنامه‌ريزي جشن را برعهده داشت و مريلا زارعي و افسانه چهره‌آزاد هماهنگي حضور حاضران بر روي صحنه را انجام مي‌دادند.
*چهره‌هاي زيادي در اين مراسم حضور داشتند كه از ميان آن‌ها مي‌توان به حميد فرخ‌نژاد، رويا تيموريان، جمشيد لايق، مسعود رايگان، رضا كرم رضايي، توران مهرزان، سعدي افشار، جمشيد مشايخي، اصغر همت، مهناز افشار، شهلا رياحي، فريده سپاه منصور، دانيال حكيمي، حسن پورشيرازي، داريوش اسدزاده، و ... اشاره كرد.
*اين مراسم نزديك سه ساعت طول كشيد.

۱۳۸۶ دی ۱۷, دوشنبه

بهروز وثوقی


نام اصلي: خلیل
نام خانوادگي اصلي: وثوقی

تاريخ تولد: 1316
محل تولد: تهران
مليت: ایران


فعالیت در زمینه دوبله: 1337
فعالیت در زمینه تئاتر: 1356
مهاجرت به آمریکا: 1359

شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم برد تا بهروز وثوقی کشف شود. او از سال 1337 با بازی در فیلم "طوفان در شهر ما" به سینما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد.

انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی کافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در "قیصر" پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.

بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در کارنامه هنری دارد:
قیصر، طوقی، داش آکل، تنگسیر، بلوچ، بت و ...

بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای "گوزنها" (مسعود کیمیایی، 1354) و "سوته دلان" (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.

وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترک کرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی کرد.

همکاری بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی در هفت فیلم، هفت بازی بشدت متفاوت در کارنامه وثوقی بر جای گذاشت.

هنرپیشه های معروف پشت صحنه فیلم برداری چه جوری اند؟


هنرپیشه های معروف پشت صحنه فیلم برداری چه جوری اند؟



ابوالفضل پورعرب

مي‌گويند معمولا ديرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر مي‌شود.يكي از عادت‌‌هاي پسنديده او اين است كه به محض ورود به لوكيشن اولين نفري است كه با ديگران سلام و احوالپرسي مي‌كند و جالب اينكه حتي اگر سي نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تك‌تك آنها دست مي‌دهد. معمولا با عوامل فني ميانه‌اش گرم‌تر از ديگران است چون اعتقادش بر اين است كه آنها نسبت به ديگران زحمت بيشتري مي‌كشند و هدفش فقط رفع خستگي آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صميمي برخورد مي‌كند كه در كمتر از چند ثانيه به او علاقه‌‌مند مي‌شوند. از برخورد احتمالي نامناسب ساير عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و اين مساله را به آنها گوشزد مي‌كند. پيشنهادهاي اصلاحي‌اش را در ارتباط با نقش و فيلمنامه خيلي محترمانه با دليل و برهان با كارگردان در ميان مي‌گذارد و اگر كارگردان پيشنهادش را رد كند بدون چون و چرا مي‌پذيرد. يك جمله معروف دارد و آن اينكه «حرف اول و آخر را كارگردان مي‌زند، چه درست باشد و چه غلط.»


اكبر عبدي

يكي از شوخ و شنگ‌ترين بازيگران سينماي ايران است. فقط كافي است از او بخواهيد يك جمله در توصيف شخصيتي كه قرار است بازي كند برايتان بگويد. با شنيدن پاسخي كه مي‌دهد همه اطرافيان حتي آنهايي كه احيانا عصبي و بدعنق هستند از خنده روده‌بر مي‌شوند. با عالم و آدم شوخي مي‌كند و معمولا لهجه شيرين آذري‌اش به كمكش مي‌آيد تا دلنشين‌تر و شيرين‌تر جملات را ادا كند. البته ناگفته نماند كه گاهي هم عصباني مي‌شود. اما حتي زماني كه عصبي و ناراحت است هم با جملاتي كه مي‌گويد همه را به قهقهه مي‌اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فيلمي كه در آن بازي مي‌كند به هر بهانه‌اي با تاخير سر فيلمبرداري حاضر مي‌شود و اين تاخير مكررا اتفاق مي‌افتد، خودش نيز به نشانه اعتراض از فرداي آن روز با چند ساعت تاخير سر صحنه حاضر مي‌شود. براي مردم احترام خاصي قائل است و خودش را متعلق به آنها مي‌داند.



عليرضا خمسه


برخلاف نقش‌هايش كه معمولا پرتحرك و با شوخي و خنده همراه است، سر صحنه فيلمبرداري معمولا جدي، باوقار و صد البته مانند نقش‌‌هايش دوست‌داشتني است. البته جدي نه به معناي بداخلاق و بدعنق، بلكه يك جورهايي مودب است و سعي مي‌كند كمتر شوخي كند. ضمن اينكه بسيار خوش‌صحبت است و معمولا اطرافيانش از هم‌صحبتي با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومي بي‌نظيرش لذت مي‌برند. حتي زمان‌هايي كه احتمالا شوخي هم مي‌كند، حرف‌‌ها و شوخي‌هايش مودبانه و بدون متلك و كنايه است. با مردم هم بسيار مودبانه حرف مي‌زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار مي‌كند. در ضمن از روانشناسي بسيار بالايي هم برخوردار است. يكي از علايق مهمش ورزش صبحگاهي است.



محمدرضا گلزار


اصولا بازيگري است كه به آهستگي با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار مي‌كند و رابطه‌اش با آنها در طول فيلمبرداري شكل مي‌گيرد كه هميشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش «عزيزم» است و آن را براي آنهايي به كار مي‌برد كه رابطه دوستي نزديكتري با او دارند. از جنجال‌هايي كه در ساليان اخير مطبوعات زرد برايش به پا كرده‌اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجيح مي‌دهد جواب آنها را با بي‌توجهي و سكوتش بدهد. چند سالي است كه يكي از سحرخيزترين بازيگران سينما لقب گرفته است و خوش‌‌قولي‌اش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهاي مختلف بيان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم اين حرف او را مي‌توانيد در اكران‌هاي خصوصي فيلم‌هايش و همچنين در پشت صحنه فيلم‌هايي كه لوكيشن آن در اماكن عمومي است مشاهده كنيد. آنچنان برخورد دوستانه‌اي با مردم دارد كه باورش براي بعضي‌ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش براي او لذت‌بخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره مي‌رود. شايد يكي از دلايل آن تكثير متعدد عكس‌هايي است كه از او و ديگران با فتوشاپ كار شده و در اينترنت قرار گرفته است. گوشي موبايلش يا اكثرا خاموش است يا در دسترس نيست و تنها راه ارتباط تلفني با او اينگونه است كه... بگذريم، چون ممكن است برايش دردسرساز شود.



امين حيايي


بازيگر پرتحرك و پرانرژي سال‌هاي اخير سينماي ايران در پشت صحنه فيلم‌هايش نيز يك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتي و در يك چشم برهم زدن با ديگران ارتباط برقرار مي‌كند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پيشرفت در كارهايش را مديون حمايت‌هاي آنها مي‌‌داند. در مواقعي كه در كوچه و خيابان‌ها در حال فيلمبرداري هستند، دائما در حال خوش‌وبش و احوالپرسي و گفت‌وگو با افرادي است كه براي تماشاي هنرنمايي‌هاي او و گروه فيلمبرداري به آن مكان آمده‌اند. با هر گروهي كه در فيلم‌هاي مختلف مشغول به كار مي‌شود آنچنان ارتباط صميمانه‌اي برقرار مي‌كند كه معمولا تك‌تك افراد گروه شيفته اخلاقش مي‌شوند. يكي از منظم‌ترين و منضبط‌ترين بازيگران حال حاضر سينماي ايران است و بنا به روايات مختلف تا الان حتي نيم ساعت هم براي حضور سر صحنه فيلمبرداري به هر دليلي تاخير نداشته است. يكي از افتخاراتش اين است كه از معدود بازيگراني است كه در دهه اخير اكثر قريب به اتفاق فيلم‌هايش در گيشه فروخته است و در پرونده كاري‌اش بالاي پانزده فيلم پرفروش را به ثبت رسانده است.


پولاد كيميايي


چهره‌اش نشان مي‌دهد كه جوان خشك و بدعنقي است. اما واقعا اينگونه نيست. پولاد از آن دسته بازيگراني است كه وقتي از نزديك با او برخورد مي‌كنيد متوجه خواهيد شد چقدر نازنين، خوش‌برخورد و مهربان است و همچنين احساس مي‌كنيد كه دوستي با او يك غنيمت است. اطلاعات عمومي و مخصوصا سينمايي‌اش محشر و مثال‌زدني است و فيلم‌هاي روز دنيا و متعاقبا فيلمسازان مطرح را كاملا مي‌شناسد. شايد دليل اصلي اين دانش او به تسلطش بر زبان‌هاي انگليسي و آلماني برمي‌گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فيلم‌ها و خصوصا بازيگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر مي‌كنيد ساليان سال است با هم در يك خانواده زندگي كرده‌اند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صميميتش با جوانترها بيشتر است. دوست دارد بازي در فيلم‌هاي ساير كارگردان‌ها را نيز تجربه كند و شايد اين مساله يكي از مهمترين دلايل حضورش در فيلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهيم شيباني و همچنين سريال سفر به تاريكي ساخته فريدون جيراني باشد. يك انديشه بزرگ در سر دارد و آن اينكه در تلاش است تا با اندوخته‌هايش كه بخشي از آن را از بازي در فيلم‌ها كسب كرده است و بخش بيشتري از آن را از پدرش آموخته فيلمسازي را تجربه كند و در صورت موفقيت آن را ادامه دهد. افتخار مي‌كند كه فرزند مسعود كيميايي است.





انديشه فولادوند


وقتي با او هم‌كلام مي‌شويد احساس مي‌كنيد كه با يك شاعره نه‌چندان جوان و باتجربه چندين و چند ساله روبه‌رو شده‌ايد. ديالوگ‌هايش سرشار از اطلاعات عمومي است كه با سن و سال او جور درنمي‌آيد. مودبانه‌ترين جملات را براي گفت‌وگو با ديگران برمي‌گزيند و معمولا حرف‌هايش سرشار از دوستي و محبت است. تمام فيلم‌هايي را كه در آنها بازي كرده است، فيلم‌هاي خوبي مي‌‌داند. اما از بازي خود در هيچ فيلمي راضي نيست و متقاعد كردن او در اين مورد به‌خصوص كار بسيار دشواري است. معمولا افراد گروهي را كه با آنها كار مي‌كند از اعضاي خانواده خود مي‌داند و افرادي را كه صميميت بيشتري با آنها برقرار مي‌كند با عناوين دايي، خاله و... كه فقط مخصوص خودش است صدا مي‌زند. يكي از دلايل كم‌كاري‌اش در سينما شايد به اين برمي‌گردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نيست يا خاموش است و خيلي سخت مي‌شود او را يافت. هنوز در بين مردم آنچنان شناخته شده نيست، اما همان تعداد كساني كه او را از نزديك مي‌شناسند با هوش و ذكاوتش و همچنين ادبيات خاص او و برخوردهاي محبت‌آميزش آشنايي كامل دارند. او عاشق سفر است و شايد الان هم در سفر باشد.

دانيال حكيمي


با مطبوعات ميانه خوبي ندارد و آن هم به اين دليل كه سال 77 يكي از ماهنامه‌هاي تخصصي سينما كه اكنون چند سالي است منتشر نمي‌شود، در ويژه‌نامه بازيگري‌اش به اشتباه تلفن منزل او را به جاي تاريخ تولدش چاپ كرد و اين اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردني و عجيب و غريبي در زندگي خصوصي‌اش براي او رقم بخورد و اين خود دليل قانع‌كننده‌اي است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقي مانده است. حكيمي البته رفتارش با اهالي مطبوعات بسيار معقول و دوستانه است و خيلي محترمانه تقاضاي آنها را براي انجام گفت‌وگو رد مي‌كند. او معمولا با افراد شاغل در گروه‌هاي فيلمسازي نيز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه‌اي برقرار مي‌كند و تقريبا با اكثر افراد حتي پس از پايان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بيرون از محيط سينما او را دوست دارند و او نيز سعي مي‌كند در حد معقول ارتباط دوستانه و صميمانه‌اي هنگام روبه‌رو شدن با آنها برقرار كند. او نيز يكي از افرادي است كه وقت‌شناسي برايش از اهميت خاصي برخوردار است. به‌طوري كه اگر احساس كند شايد ديرتر از زمان مقرر سر قرار كاري‌اش حاضر مي‌شود نگران شده و با تماس تلفني قبل از حضورش از طرف يا طرف‌‌هاي مقابل عذرخواهي مي‌كند. كه البته اين نگراني او اكثرا بيهوده بوده است و برخلاف اينكه احساس مي‌كرده حضورش با تاخير همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و اين تنها از احساس مسووليتش نسبت به ديگران سرچشمه مي‌گيرد.