۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

عاشقي از زبان مشاغل مختلف

عاشقي از زبان مشاغل مختلف  www.miadgah.org

راننده :

ديگه دارم كم كم ريپ ميزنم مثل ماشينهاي تصادفي شدم اگه همينطوري پيش بره بايد برم زير دست اراقچي قلبمم به روغن سوزي افتاده پدرعشق بسوزه

معلم رياضي :

نميدنم چرا جواب تمام مسائلم بي نهايت ميشه يا بي جواب ميمونه هرچي تفريق ميكنم جمع ميشه هرچي جمع ميكنم كم ميشه از ضرب كه مپرس آه

مهندس كامپيوتر :

اي آنكه مرا دي سي كرده اي و در وجودم ويروس بلاستر 2003 فرستاده اي كي دوباره من را ري پير خواهي كرد ؟ به فرياد گرافيكم برس

دكتر :

چند سالي است كه به زخم مريضانم مرحم ميگذارم و از چنگال مرگ رهايشان ميكنم ! كو طبيبي كه به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند

ساغي :

مي ميدهم و غم كسان ميگيرم از لطف تو مي كجا غمين ميبينم حالا كه شدم عاشق ودل در بند است مي را ز شفا بيچاره ترين ميبينم

عينك فروش :

اگر روزي بگويم عاشقم بر من نخنديد كه شغلم عاشقي دارد فراوانبسازم بهر هر چشمي من عينك گرفتارم كند چشمي چه آسان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر