۱۳۸۶ اسفند ۲۴, جمعه

تصلويري ديدني از سگ ها






تصلويري ديدني از سگ ها

عكس :مزيت قايق 2 موتوره +18

عكس :مزيت قايق 2 موتوره +18




۱۳۸۶ اسفند ۲۰, دوشنبه

لعنتی دوست داشتنی

لعنتی دوست داشتنی

اتاق تاريک بود .
فضای گرم و معطر اتاق منو گيج کرده بود .
روی تخت دراز کشيدم .
بهش نگاه کردم .
آروم و ساکت بود .
مثل خودم .
بلند و کشيده .
چشاش برق می زد .
آروم سراسر بدنش رو لمس کردم .
هيچی نمی گفت .
هميشه تسليم بود , تسليم محض .
لبامو گذاشتم روی لبش و با اولين بوسه مثل هميشه آرومم کرد .
بوسه هايی که بين من و اون رد و بدل می شد هميشه کوتاه بود .
دوست داشتم بعد از هر بوسه توی چشای داغش نگاه کنم .
همين سکوتش منو ديوونه می کرد .
اون روزای اول که باهش آشنا شدم برای من پر از اضطراب بود .
ولی اون عين خيالش نبود .
هميشه قرارای من و اون توی کوچه های خلوت , پشت ديوارای بلند و ... بود .
می ترسيدم کسی من رو با اون ببينه .
آخه اون يه جوری بود .
توی همون کوچه های خلوت بوسه های من و اون شکل گرفت .
با اولين بوسه منو اسير خودش کرد .
هميشه وقتی از هم جدا می شديم به خودم قول می دادم ديگه نبينمش ولی مگه می شد .
وقتی با هم بوديم فقط بوسه بود و بوسه .
رابطه ما از اين بيشتر نبود .
يه جورايي فکر می کردم با اون بودن برام آرامش بخشه ولی .. شايد اشتباه می کردم .
اون از من هيچی نمی خواست فقط دوست داشت لباشو ببوسم .
و لحظه هايي که می بوسيدمش چقدر چشاش برق می زد .
کم کم همه عادت کردن ما دو تا رو باهم ببينن .
هر دو بی پروا بوديم .
توی لحظه های غم و تنهايي منو صبورانه تحمل می کرد .
هيچوقت عاشقش نشدم .
حتی گاهی ازش متنفر می شدم ولی بازم ... می رفتم سراغش .
بهش نگاه کردم .
چشماشو بسته بود .
اتاق بوی عرق تن اونو به خودش گرفته بود .
آخرين بوسه رو ازش گرفتم و مثل هر شب توی جاسيگاری لهش کردم .
لعنتی دوست داشتنی ...

تصاویری فوق العاده از رقابت هاي پرورش اندام قهرماني باشگاه هاي كشور در بندرعباس

تصاویری فوق العاده از رقابت هاي پرورش اندام قهرماني باشگاه هاي كشور در بندرعباس



از شما بعیده آقای حداد!



عکس طنز:از شما بعیده آقای حداد!

تبلیغ !!!!!!!!!!از نوع شعر




۱۳۸۶ اسفند ۱۲, یکشنبه

مقایسه دختران و پسران دهه 60 و 70 و80 (طنز)

مقایسه دختران و پسران دهه 60 و 70 و 80
(طنز)

دختر دهه 60 :باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 :باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 :باید پولدار باشم

پسر دهه 60 :دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 :دارم میرم بیمارستان سم زدایی


دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد باید پولدار باشه

پسر دهه 60 :در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.


دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم

پسر دهه 60 : دارم میرم باشگاه ... دارم میرم زیر زمین بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم میرم مهمونی ... دارم میرم قلیون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم میرم دبی ... دارم میرم توهم بزنم !!!


دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اونهم یه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره.

پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد
پسر دهه 70 :ابی گوش می داد
پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد .

دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.

پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.

دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.


پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.


دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر...
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.


پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.

دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است.

پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی

دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.

جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.


دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.

جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب بد بد می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.


پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.


دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.


داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.


عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.


مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .


عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او .وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه.

عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه.دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.

عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه.


پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه


دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5

پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی
پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت

دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.

جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داری داداش